گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
158
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
قشونش بسيار انبوه مىنمود . وقتى كه آنها به سامان يونانىها رسيدند او عدهاى از سربازانش را در عقب گماشت و بقيه را در دو جناح مستقر ساخت سپس چون جرأت آن را نداشت كه با يونانىها گلاويز شود و خيال راه انداختن نبرد قاطعى را هم نداشته به نفرات خود فرمان داد كه با تير و فلاخن حمله را شروع نمايند ولى هنگامى كه كمانداران و فلاخن - اندازان اهل روديا كه در كنار و گوشه آماده بودند با شليك جواب دادند تير حتى يكى از آنها به خطا نرفت ( و اگر چنين قصدى هم داشتند باز كار آسانى نبود ) « 1 » ازينرو تيسافرن با سرعت تمام به حدود دور از تيررس عقبنشينى كرد و ساير دستهها نيز از دنبال او رفتند . بقيهء آن روز لشكر يك طرف به پيشروى خود ادامه داد و لشكر طرف ديگر از تعاقب باز نايستاد . چريكها از آن پس قادر نبودند بوسيلهء جنگ و گريز از مسافت دور كارى صورت دهند زيرا كه گلولههاى روديها از فلاخن ايرانيان و حتى از تير آنها برد بيشترى داشت « 2 » تير كمانهاى ايرانيان درشت بود ازينرو كرتىها از تمام تيرها كه آنها رها كرده بودند باز استفاده كامل نمودند و در واقع تيرهاى دشمن را مرتبا به - كار مىبردند و با آنها براى مهارت در تيراندازى دوردست يا تيراندازى در هوا تمرين ميكردند « 3 » در دهات هم آذوقه فراوان بدست آمد و همچنين سرب كه در فلاخن اندازى مورد استفاده قرار گرفت .
--> ( 1 ) - بواسطهء انبوه عظيم لشگريان دشمن . م ( 2 ) - روى همرفته گويا منظور گزنفون آن بوده است كه تير كمانهاى كرتى كم و بيش به اندازهء تير كمان ايرانى بود . ( 3 ) - بنابراين با آسانى توانستند تيرها را جمع و باز مصرف كنند .